معرفی فلاسفه لويي آلتوسر

بوک شهر

1403/1/18

1 بازدید

3489050

لويي آلتوسر

1990- 1918 ¡ فرانسوي- الجزايري

لويي پير آلتوسر يكي از متفكران سرآمد جناح چپ در دهه‌هاي 1960 و 1970 بود. او بيشتر به خاطر بازتفسير موشكافانه‌ي آثار ماركس و همچنين به دليل كشتن همسرش در خانه‌ي دانشگاهي‌شان در نوامبر 1980 مشهور است.

سال ۱۹۱۸، از والدینی فرانسوی در الجزایر متولد شد. پدرش يک بانکدار و مادرش معلم مدرسه بود. در سال ۱۹۳۰ به فرانسه نقل مکان کرد. او در طول جنگ جهانی دوم توسط آلمانی‌ها دستگیر شد و پنج سال را در یک اردوگاه زندانیان گذراند. این دوران منجر به مشکلات روانی وحشتناکی برایش شد که تا پایان عمر با آن‌ها درگیر بود. پس از جنگ، به فرانسه بازگشت و سال ۱۹۴۸، در رشته‌ی فلسفه از مؤسسه‌ی معتبر اِکول ترمال سوپریور در پاریس فارغ‌التحصیل شد. او بیش از سی سال به عنوان استاد در این مؤسسه تدریس کرد.

آلتوسر در زمان دانشجویی تحت تأثیر دو متفکر کاتولیک قرار گرفت: ژان گیتون فیلسوف و جان اَورز استاد تاریخ. در سال ۱۹۴۸، به حزب کمونیست فرانسه پیوست زیرا بنا به ادعای خودش یک کاتولیک مؤمن یا آن‌گونه که خود می‌نامید یک «اونیورسالیست انترناسیونالیست» بود.

او معتقد بود کلیسا حرمت زیادی برای مشکلات اجتماعی قائل می‌شود و تغییر اجتماعی در غرب به اتحاد میان کاتولیک‌ها و کمونیست‌ها وابسته است: «فکر می‌کردم که در حزب کمونیست ابزارهای مناسب‌تری برای تحقق اخوت جهانی وجود دارد».

تحلیل مارکسیستی

در اواخر دهه‌ی ۱۹۴۰، با جامعه‌شناس و فعال کمونیست الن ریتمن ملاقات کرد و شدیداً تحت تأثیر او قرار گرفت. ریتمن هشت سال از او بزرگ‌تر بود و در جبهه‌ی مقاومت فرانسه در مقابل نازی‌ها جنگیده بود. رابطه‌ی آنها بسیار متلاطم بود (و در خلال آن آلتوسر با چند نفر دیگر هم رابطه داشت) ولی این زوج جدایی‌ناپذیر بودند و بالاخره در سال ۱۹۷۵ با هم ازدواج کردند.

در سال 1965، برای آثارش در تحلیل مارکس یعنی «برای مارکس» و «خوانش سرمایه» مورد تحسین قرار گرفت؛ او کتاب دوم را با همکاري اِتين باليبار فیلسوف نوشته بود. او تمایزی بارز میان آثار اولیه‌ي مارکس (با تأکید هگلی بر انسان‌گرایی و مفاهیمی همچون خودبیگانگی) و آثار متأخر او (که نوشته‌هایی «عيني‌تر» بودند و بنابر گفته‌ی آلتوسر، خود ماركسيسم را به عنوان یک «علم» در نظر رفتند) قاتل شد. آلتوسر حين بازتفسير آثار متأخر مارکس، به این نتیجه رسید كه پيشرفت تاریخی در هر دوران به توسط افراد، بلکه توسط شرایط ساختاری جامعه مشخص می‌شود.

مفاهیم کلیدی

بازتفسیر او از مارکس نقش «دستگاه‌های ایدئولوژیک دولت» (برای مثال خانواده، پلیس، تحصیلات، قانون و رسانه) را مشخص کرد کار کرد. این دستگاه‌ها پشتیبانی از ایدئولوژی‌هایی است که در چیرگی یک طبقه بر طبقه‌ی دیگر نقش‌محوری دارند. وی مفهوم تأثیرگذار «بازخواست» را معرفی کرد. این مفهوم به معنای فرایندی است که طی آن «دستگاه‌های ایدئولوژیک دولت»، افراد را همچون سوژه‌هایی مطیع شکل می‌دهند و آنان را به محصولات ایدئولوژی غالب تبدیل می‌کنند: دقیقاً همانند زمانی که ما را صدا می‌زنند و به طور غریزی برمی‌گردیم، ایدئولوژی نیز به همین‌گونه ما را صدا می‌زند یا «باز می‌خواند».

به عنوان یک اقدام مهم دیگر، آلتوسر نظریه‌ی «تعیين چند عاملی» زیگموند فروید روانکاو را گرفت و در زمینه‌ای کاملاً متفاوت به کار برد. از نظر مارکسیست‌هایی همچون آلتوسر، هر تناقضی در ساختار اجتماعی (برای مثال حمایت همگانی از یک رژیم فاشیست) هرگز نمی‌تواند تنها یک توضیح (عامل) داشته باشد، بلکه همیشه «فرامعين» است (عامل‌های چندگانه دارد). بنابراین از نظر آلتوسر، هرگونه تحلیل اجتماعی باید مشخص کند که چه تعداد از این عوامل وجود دارد و سپس به تحليل جداگانه‌ی هر کدام از آنها بپردازد- نحوه‌ی عملکرد ترکیبی این عوامل در ایجاد تناقض مورد نظر، این صورت روشن می‌شود. اندیشه‌های آلتوسر بر آثار انديشمندان بزرگی همچون فوکو، دريدا، بورديو، ماشري، پولانزاس، باليبار و باتلر تأثير گذاشتند. او امروزه در زمینه‌های فلسفه‌ي سیاسی، نظریه‌ی فرهنگی، نظریه‌ی ادبی، تاریخ، اقتصاد و جامعه‌شناسی همچنان تأثیرگذار است.

زوال پایانی

سلامت جسمی و روانی آلتوسر در سنین بالاتر به سرعت رو به زوال گذاشت؛ «نه تنها می‌خواستم جسم خودم را از بین ببرم، بلکه‌خواهان آن بودم که تمام نشانه‌های حضورم بر زمین را محو کنم».

در سال ۱۹۸۰، همسرش را خفه کرد و پس از آن از زندگی اجتماعی کناره گرفت. وی که تحت درمان با داروهای فراوان، تغییر کرده و منزوی شده بود، آخرین دهه‌ی زندگی‌اش را عمدتاً در بخش‌های روان‌پزشکی گذراند.

در سال ۱۹۹۰ در سن ۷۲ سالگی بر اثر سکته‌ی قلبی در یک بیمارستان روان‌پزشکی در نزدیکی پاریس درگذشت.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید